I set down one time ...

The Adventures of Tom Sawyer and Adventures of Huckleberry Finn (Signet Classics)I set down one time back in the woods, and had a long think about it. I says to myself, if a body can get anything they pray for, why don't Deacon Winn get back the money he lost on pork? Why can't the widow get back her silver snuffbox that was stole? Why can't Miss Watson fat up? No, says I to my self, there ain't nothing in it. I went and told the widow about it, and she said the thing a body could get by praying for it was "spiritual gifts." This was too many for me, but she told me what she meant--I must help other people, and do everything I could for other people, and look out for them all the time, and never think about myself. This was including Miss Watson, as I took it. I went out in the woods and turned it over in my mind a long time, but I couldn't see no advantage about it--except for the other people; so at last I reckoned I wouldn't worry about it any more, but just let it go. Sometimes the widow would take me one side and talk about Providence in a way to make a body's mouth water; but maybe next day Miss Watson would take hold and knock it all down again. I judged I could see that there was two Providences, and a poor chap would stand considerable show with the widow's Providence, but if Miss Watson's got him there warn't no help for him any more. I thought it all out, and reckoned I would belong to the widow's if he wanted me, though I couldn't make out how he was a-going to be any better off then than what he was before, seeing I was so ignorant, and so kind of low-down and ornery.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من پیاده کردن یک زمان بازگشت در جنگل ، و حال بلند فکر می کنم درباره آن. من
به خودم می گوید ، اگر بدن می تواند هر آنچه را که برای دعا کنید ، چرا نمی
شماس Winn دریافت پول به او گوشت خوک از دست داده؟ چرا نمی بیوه کنید
بازگشت انفیه دان نقره اش بود که به سرقت برده؟ چرا نمی توان نام اما واتسون دوشیزه چربی؟
خیر ، می گوید که من به خود من ، هیچ چیزی در آن وجود ندارد. من رفتم و گفت :
بیوه درباره آن ، و او گفت : کاری که یک بدن می توان با دعا برای آن را دریافت کند
"هدیه معنوی بود." این تعداد بسیار زیادی برای من بود ، اما او به من گفت که آنچه
او به معنای -- من باید دیگر افراد کمک کند و هر کاری می تواند برای من دیگر
مردم ، و مراقب همه آنها را آن زمان ، و در مورد خودم فکر می کنم هرگز.
این بود از جمله خانم واتسون ، تا من آن را انجام گرفته است. من از در جنگل رفت
و آن را تحویل داده در ذهن من مدت طولانی است ، اما من نتوانستم هیچ نمی بینند
مزیت درباره آن -- به جز برای افراد دیگر ؛ پس در تاریخ و زمان آخرین من من reckoned
نمی خواهد نگران باشید در مورد آن هیچ ، اما تنها اجازه آن کار کنند. گاهی اوقات
من بیوه یک طرف و صحبت در مورد مشیت الهی می کنند در راه را برای ایجاد
آب دهان و بدن ؛ اما شاید روز بعد خانم واتسون را برگزار کند و می
بد گویی کردن از همه آن را دوباره پایین. من در نظر گرفته من می توانم ببینم که دو وجود داشت
Providences و اختتامیه جشنواره صنعت چاپ ضعیف بود قابل توجه با نشان دادن موضع
بیوه مشیت الهی است ، اما اگر خانم واتسون او را کردم وجود دارد warn't بدون کمک
او هر مطلب. من فکر کردم همه را بیرون ، و reckoned من به تعلق
اگر او بیوه است من می خواستند ، اگرچه من نمی تواند موفق شدن چگونه بود ، رفتن به
می شود هیچ بهتر از آن چه قبل از او بود ، با دیدن من چنان نادان بود ،
و لذا از نوع پایین پایین و اذیت کننده.

/ 0 نظر / 9 بازدید