I HAD shut the door ...

The Jim Dilemma: Reading Race in Huckleberry FinnI HAD shut the door to. Then I turned around and there he was. I used to be scared of him all the time, he tanned me so much. I reckoned I was scared now, too; but in a minute I see I was mistaken--that is, after the first jolt, as you may say, when my breath sort of hitched, he being so unexpected; but right away after I see I warn't scared of him worth bothring about.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من باب بسته شده بود. سپس من هم تبدیل شده و در اطراف او وجود دارد. من مورد استفاده قرار
به ترس از او باشد تمام آن زمان ، او به من tanned بسیار. من reckoned من بود
ترس در حال حاضر ، بیش از حد ، اما در یک دقیقه ببینم من -- است که پس از اشتباه گرفته بود
تلق تلق اول ، همانطور که شما ممکن است بگویند ، وقتی مرتب کردن نفس من از hitched ، به او چنان
غیر منتظره ، اما فورا بعد از دیدن من warn't از ترس او را به ارزش
درباره bothring.
/ 0 نظر / 10 بازدید