ماجراهای هاکلبری فین

ماجراهای هاکلبری فین

هاکلبری فین
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ 

ماجراهای هاکلبری فین داستان پسر جوانی است که از پدری الکلی متولد می‌شود. او در پی دعوا با پدرش از خانه فرار می‌کند و در راه این فرار با برده سیاه پوستی به نام جیم آشنا می‌شود. آنها با کلکی که می‌سازند رودخانه می‌سی‌سی‌پی را طی می‌کنند و…

نایا گالوی ۳۱ ساله که در یکی از مدارس خصوصی آمریکا در دوبوک، آیوا، تدریس می‌کرد، در اکتبر سال گذشته در سر کلاس به دانش آموزان خود گفته بود که رمان «ماجراهای هاکلبری فین» نژادپرستانه است و این کتاب نباید در مدرسه تدریس شود. همچنین در روز بعد از این حادثه نیز این معلم در اتوبوس مدرسه به دانش آموزان بار دیگر این مطلب را گوشزد کرده بود و عنوان کرده بود که گروه‌ موسوم به «کو کلوکس کلان» بعد از انتشار این کتاب به آزار و اذیت سیاه‌پوستان پرداخت. 

مدتی پس از این ماجرا، گالوی تصمیم می‌گیرد تدریس در مدرسه را‌‌ رها کند اما مقامات مدرسه در اقدامی نامنتظره، وی را از مدرسه اخراج کردند. 

گفته می‌شود، پس از اقدام مسئولان مدرسه، این معلم آمریکایی نزد قاضی رفته و تمام حرف‌های خود را انکار کرده و حتی درخواست مزایای بیکاری خود را پس گرفته است. وی حتی تمام مطالبی را که در مورد محتویات کتاب عنوان کرده بود را انکار کرده است. 

هاکلبری فین، پسر نوجوانی بود که به تنهایی در یک بُشکه نزدیک ساحل زندگی می‌کرد. او پدر بدی داشت که در زندگی، بدبختی را نصیب پسرش کرده بود. مردم شهر بخاطر این پدر، این پسر را هم از خود می‌راندند و به فرزندانشان اجازه نمی‌دادند با او معاشرت کنند، بخصوص اینکه هاک روحیۀ بسیار ماجراجویی داشت و همین امر باعث می‌شد تا رفتارش برای بچه‌ها هیجان‌انگیز و جذاب جلوه کند. هاکلبری قلب رئوفی داشت و سعی می‌کرد به دیگران کمک کند. دوستانش، آنا، بن، جو، باب و بهترین دوستش یعنی تام سایر، این موضوع را درک کرده بودند؛ اما آدم بزرگ‌ها حاضر نبودند حسابِ او را از حساب پدرش جدا کنند. پدر هاک از هر فرصتِ نامناسبی برای رسیدن به پول استفاده می‌کرد و حتی در این راه حاضر بود پسر خود را طُعمه قرار دهد. هاک از پدرش متنفر بود و دلش نمی‌خواست هرگز با او زندگی کند.

 

تا اینکه پس از یک حادثه، هاک توانست خود را به اهالی شهر کوچکشان ثابت کند؛ اینجا بود که خانم داگلاس، زن ثروتمندی که همسر خود را از دست داده و با خواهرش، خانم واتسون زندگی می‌کرد، سرپرستی او را قبول می‌کند؛ اما زندگی در خانۀ خانم داگلاس هم برای هاک غیرقابل تحمل بود؛ چون هاک پسر خودساخته‌ای بود که فقط با قوانین خودش بارآمده بود و تحمل دیسیپلین و سختگیری‌های خانم واتسون را نداشت. او علی‌رغم علاقه‌اش به خانم داگلاس، ترجیح می‌داد دیگر به آن خانه هم برنگردد. بنابراین به جزیرۀ جاکسون که یک جزیرۀ متروکه بود گریخت. از طرفی جیم، یکی از برده‌های خانم واتسون نیز می‌شنود که او را می‌خواهند بفروشند، بنابراین شبانه به جزیرۀ جاکسون می‌گریزد و دوباره در آنجا با هاک روبه‌رو می‌شود...

«ماجراهای هاکلبری فین» The Adventures of Huckleberry Finn بر اساس کتابی از «مارک تواین» Mark Twain که درپی کتاب «تام سایر» در سال ۱۸۸۴ منتشر شده بود، ساخته شده است. قهرمان این داستان، یعنی هاکلبری، یکی از دوستان صمیمیِ قهرمان کتاب قبلی یعنی تام سایر است و در آن داستان به طور کامل شخصیت پردازی شده است.

نظام برده‌داری از جمله نظام‌های منفور جهان بود که از دیرباز در سراسر دنیا رواج داشت و تا یک قرن پیش مرسوم بود. حتی هم‌اکنون نیز در برخی مناطق دنیا متداول است؛ اما پس از اینکه ادیان الهی این نظام را رد کردند اذهان عمومی کم‌کم بیدار شدند و پس از گذشت سال‌ها، مبارزه با برده‌داری و نژادپرستی آغاز شد و نه تنها سیاه‌پوستان -که بیشترین آسیب را دیده بودند- بلکه بسیاری از سفیدپوستان نیز به مخالفت با این نظام برخاستند و هریک به نوعی و با زبانی، کراهتِ این موضوع را بیان کردند و برابریِ سیاه و سفید در سراسر جهان به عنوان یک موضوع قابل بحث مطرح شد.

مارک تواین، این نویسندۀ به نام امریکایی نیز یکی از کسانی بود که با زبان خودش با موضوع نژادپرستی مبارزه کرد. او از نگاهِ هاک به این موضوع پرداخت، پسر نوجوانی که تفاوتی میان انسان‌ها بخاطر رنگ پوستشان قائل نبود و نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین فرد به او، یک جوان سیاه‌پوست بود که او را به اندازۀ یک برادر بزرگتر دوست داشته و به او احترام می‌گذاشت. ارنست همینگوی درباره این کتاب نوشته است: «ماجراهای هاکلبری فین بهترین کتابی است که تا به حال داشته‎ایم. تمام داستان‌های آمریکایی از آن بیرون آمده‎اند. چیزی پیش از آن نبوده است». تاکنون چندین فیلم و انیمیشن و تئاتر صحنه و فیلم موزیکال بر اساس داستانِ این کتاب ساخته و به نمایش گذاشته شده است. این مجموعه برای گروه سنی کودک و نوجوان تولید شده است.


کلمات کلیدی:
 
I took up a book and...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
The Adventures of Huckleberry Finn: (Penguin Classics Deluxe Edition)I took up a book and begun something about General Washington and the wars. When I'd read about a half a minute, he fetched the book a whack with his hand and knocked it across the house. He says:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من در زمان یک چیزی در مورد کتاب ها و عمومی واشنگتن و آغاز
جنگ. وقتی که من می خواهم در مورد نیم دقیقه مطالعه ، کتاب او برداشته ضربت سخت زدن
با دست خود و در سراسر خانه knocked. او می گوید :

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"Nobody never told h...
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Four Classic American Novels: The Scarlet Letter Adventures Huckleberry Finn The Red Badge Courage Billy Budd (Signet Classics)"Nobody never told her." "Well, I'll learn her how to meddle. And looky here--you drop that school, you hear? I'll learn people to bring up a boy to put on airs over his own father and let on to be better'n what HE is. You lemme catch you fooling around that school again, you hear? Your mother couldn't read, and she couldn't write, nuther, before she died. None of the family couldn't before THEY died. I can't; and here you're a-swelling yourself up like this. I ain't the man to stand it--you hear? Say, lemme hear you read."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"، هیچ کس او را گفت : هرگز."

"خب ، من او را چگونه به فضولی کردن و looky در اینجا -- یاد بگیرند که شما قطره
مدرسه ، شما را آشنا شدید؟ من مردم را به یاد بیاورید تا به روی پسر قرار airs
بیش از پدر خود و اجازه دهید در تاریخ به آنچه better'n است. شما lemme
گرفتن مدرسه که در اطراف شما دوباره فریب دهد ، شما آشنا شدید؟ مادر شما
نمی توانست بخواند ، و او نمی تواند بنویسد ، nuther ، قبل از او درگذشت. هیچ یک از
خانواده نیست که آنها می توانند قبل از در گذشت. من نمی تواند ، و به شما اینجا هستید
- تورم خودتان را مثل این. من انسان به آن قرار می گیرد -- را که می شنوید نمی باشد؟
بگو ، lemme گوش شما بخواند. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"The widow. She tol...
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
The Adventures of Huckleberry Finn, Study Guide"The widow. She told me." "The widow, hey?--and who told the widow she could put in her shovel about a thing that ain't none of her business?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بیوه او به من گفت".

"بیوه ، hey؟ -- و گفت که بیوه او می تواند در خاک انداز خود را قرار دهید
در مورد چیزی است که هیچ یک از کسب و کار او نیست؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"Don't you give me n...
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Adventures of Tom Sawyer & The Adventures of Huckleberry Finn"Don't you give me none o' your lip," says he. "You've put on considerable many frills since I been away. I'll take you down a peg before I get done with you. You're educated, too, they say--can read and write. You think you're better'n your father, now, don't you, because he can't? I'LL take it out of you. Who told you you might meddle with such hifalut'n foolishness, hey?--who told you you could?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا به شما بدهد o من هیچ کدام' لب شما نیست ، "او می گوید. "شما قرار داده ایم در
قابل توجه بسیاری از زواید از من دور شده است. من شما را پایین می میخکوب کردن محکم کردن
قبل از من با شما انجام شده دریافت کنید. شما تحصیل کرده ، بیش از حد ، آنها می گویند -- می توانم بخوانم و
بنویسید. شما فکر می کنید شما better'n پدر خود ، در حال حاضر ، به نظر شما نیست ، زیرا او
می تواند؟ نیست من آن را را از شما خواهد شد. چه کسی به شما گفت که شما ممکن است با چنین دخالت بیجا کردن
سفاهت hifalut'n ، hey؟ -- چه کسی به شما گفت که شما می توانید از؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"Starchy clothes--ve...
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
A Guide for Using The Adventures of Huckleberry Finn in the Classroom"Starchy clothes--very. You think you're a good deal of a big-bug, DON'T you?" "Maybe I am, maybe I ain't," I says.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"لباس های نشاسته دار -- خیلی. شما فکر می کنم شما برخورد خوبی از یک اشکال بزرگ ، don't
شما؟ "

"شاید من ، شاید من نمی باشد :" من می گوید.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
I stood a-looking at...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
THE ADVENTURES OF HUCKLEBERRY FINNI stood a-looking at him; he set there a-looking at me, with his chair tilted back a little. I set the candle down. I noticed the window was up; so he had clumb in by the shed. He kept a-looking me all over. By and by he says:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من ایستاده ، نگاه به او ، او مجموعه ای وجود دارد ، در نظر من ، او را با صندلی
یک بر بازگشت کم است. تنظیم کنم؟ شمع پایین. من متوجه پنجره شد
تا ؛ تا او به حال در clumb توسط میریزند. او نگه داشته ، بیش از همه به دنبال من. توسط
و با او می گوید :

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
He was most fifty, a...
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Adventures of Huckleberry Finn: Tom Sawyer's Companion (2008 Brown Leatherbound Hardcover Easton Press Deluxe Limited Collector's Edition Printing, 0677068573)He was most fifty, and he looked it. His hair was long and tangled and greasy, and hung down, and you could see his eyes shining through like he was behind vines. It was all black, no gray; so was his long, mixed-up whiskers. There warn't no color in his face, where his face showed; it was white; not like another man's white, but a white to make a body sick, a white to make a body's flesh crawl--a tree-toad white, a fish-belly white. As for his clothes--just rags, that was all. He had one ankle resting on t'other knee; the boot on that foot was busted, and two of his toes stuck through, and he worked them now and then. His hat was laying on the floor--an old black slouch with the top caved in, like a lid.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او بیشتر از پنجاه بود ، و او از آن مراقبت می کند. موی او بلند و ژولیده و
چرب و آویزان کردن ، و شما می توانید از دیدن چشمان او درخشان را از طریق او می خواهم
پشت تاکها بود. این همه سیاه و سفید بود ، هیچ رنگ خاکستری ؛ از حد طولانی او ، مخلوط کردن بود
سبیل. warn't بدون رنگ در چهره اش ، چهره اش نشان داد که در آن وجود داشته باشد ؛ آن
سفید بود ؛ نمی خواهم یک مرد سفید است ، اما رنگ سفید به بدن بیمار ،
سفید را سینه مال رفتن گوشت بدن -- درخت سفید وزغ ، ماهی شکم
سفید. همانطور که برای لباس خود را -- فقط ژنده پوش ، که تمام شد. او یکی از مچ پا
استراحت زانو در دومی ؛ بوت کردن در آن پا ، busted شد و دو نفر از او
انگشتان پا گیر را از طریق ، و او آنها را در حال حاضر مشغول به کار و سپس. کلاه او بود تخمگذار
در طبقه -- دولا دولا راه رفتن سیاه و سفید قدیمی را با در بالای صفحه مجوف ، مانند درب.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس