ماجراهای هاکلبری فین

ماجراهای هاکلبری فین

I took up a book and...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
The Adventures of Huckleberry Finn: (Penguin Classics Deluxe Edition)I took up a book and begun something about General Washington and the wars. When I'd read about a half a minute, he fetched the book a whack with his hand and knocked it across the house. He says:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من در زمان یک چیزی در مورد کتاب ها و عمومی واشنگتن و آغاز
جنگ. وقتی که من می خواهم در مورد نیم دقیقه مطالعه ، کتاب او برداشته ضربت سخت زدن
با دست خود و در سراسر خانه knocked. او می گوید :

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Nobody never told h...
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Four Classic American Novels: The Scarlet Letter Adventures Huckleberry Finn The Red Badge Courage Billy Budd (Signet Classics)"Nobody never told her." "Well, I'll learn her how to meddle. And looky here--you drop that school, you hear? I'll learn people to bring up a boy to put on airs over his own father and let on to be better'n what HE is. You lemme catch you fooling around that school again, you hear? Your mother couldn't read, and she couldn't write, nuther, before she died. None of the family couldn't before THEY died. I can't; and here you're a-swelling yourself up like this. I ain't the man to stand it--you hear? Say, lemme hear you read."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"، هیچ کس او را گفت : هرگز."

"خب ، من او را چگونه به فضولی کردن و looky در اینجا -- یاد بگیرند که شما قطره
مدرسه ، شما را آشنا شدید؟ من مردم را به یاد بیاورید تا به روی پسر قرار airs
بیش از پدر خود و اجازه دهید در تاریخ به آنچه better'n است. شما lemme
گرفتن مدرسه که در اطراف شما دوباره فریب دهد ، شما آشنا شدید؟ مادر شما
نمی توانست بخواند ، و او نمی تواند بنویسد ، nuther ، قبل از او درگذشت. هیچ یک از
خانواده نیست که آنها می توانند قبل از در گذشت. من نمی تواند ، و به شما اینجا هستید
- تورم خودتان را مثل این. من انسان به آن قرار می گیرد -- را که می شنوید نمی باشد؟
بگو ، lemme گوش شما بخواند. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"The widow. She tol...
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
The Adventures of Huckleberry Finn, Study Guide"The widow. She told me." "The widow, hey?--and who told the widow she could put in her shovel about a thing that ain't none of her business?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بیوه او به من گفت".

"بیوه ، hey؟ -- و گفت که بیوه او می تواند در خاک انداز خود را قرار دهید
در مورد چیزی است که هیچ یک از کسب و کار او نیست؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Don't you give me n...
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Adventures of Tom Sawyer & The Adventures of Huckleberry Finn"Don't you give me none o' your lip," says he. "You've put on considerable many frills since I been away. I'll take you down a peg before I get done with you. You're educated, too, they say--can read and write. You think you're better'n your father, now, don't you, because he can't? I'LL take it out of you. Who told you you might meddle with such hifalut'n foolishness, hey?--who told you you could?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا به شما بدهد o من هیچ کدام' لب شما نیست ، "او می گوید. "شما قرار داده ایم در
قابل توجه بسیاری از زواید از من دور شده است. من شما را پایین می میخکوب کردن محکم کردن
قبل از من با شما انجام شده دریافت کنید. شما تحصیل کرده ، بیش از حد ، آنها می گویند -- می توانم بخوانم و
بنویسید. شما فکر می کنید شما better'n پدر خود ، در حال حاضر ، به نظر شما نیست ، زیرا او
می تواند؟ نیست من آن را را از شما خواهد شد. چه کسی به شما گفت که شما ممکن است با چنین دخالت بیجا کردن
سفاهت hifalut'n ، hey؟ -- چه کسی به شما گفت که شما می توانید از؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Starchy clothes--ve...
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
A Guide for Using The Adventures of Huckleberry Finn in the Classroom"Starchy clothes--very. You think you're a good deal of a big-bug, DON'T you?" "Maybe I am, maybe I ain't," I says.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"لباس های نشاسته دار -- خیلی. شما فکر می کنم شما برخورد خوبی از یک اشکال بزرگ ، don't
شما؟ "

"شاید من ، شاید من نمی باشد :" من می گوید.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I stood a-looking at...
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
THE ADVENTURES OF HUCKLEBERRY FINNI stood a-looking at him; he set there a-looking at me, with his chair tilted back a little. I set the candle down. I noticed the window was up; so he had clumb in by the shed. He kept a-looking me all over. By and by he says:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من ایستاده ، نگاه به او ، او مجموعه ای وجود دارد ، در نظر من ، او را با صندلی
یک بر بازگشت کم است. تنظیم کنم؟ شمع پایین. من متوجه پنجره شد
تا ؛ تا او به حال در clumb توسط میریزند. او نگه داشته ، بیش از همه به دنبال من. توسط
و با او می گوید :

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
He was most fifty, a...
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Adventures of Huckleberry Finn: Tom Sawyer's Companion (2008 Brown Leatherbound Hardcover Easton Press Deluxe Limited Collector's Edition Printing, 0677068573)He was most fifty, and he looked it. His hair was long and tangled and greasy, and hung down, and you could see his eyes shining through like he was behind vines. It was all black, no gray; so was his long, mixed-up whiskers. There warn't no color in his face, where his face showed; it was white; not like another man's white, but a white to make a body sick, a white to make a body's flesh crawl--a tree-toad white, a fish-belly white. As for his clothes--just rags, that was all. He had one ankle resting on t'other knee; the boot on that foot was busted, and two of his toes stuck through, and he worked them now and then. His hat was laying on the floor--an old black slouch with the top caved in, like a lid.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او بیشتر از پنجاه بود ، و او از آن مراقبت می کند. موی او بلند و ژولیده و
چرب و آویزان کردن ، و شما می توانید از دیدن چشمان او درخشان را از طریق او می خواهم
پشت تاکها بود. این همه سیاه و سفید بود ، هیچ رنگ خاکستری ؛ از حد طولانی او ، مخلوط کردن بود
سبیل. warn't بدون رنگ در چهره اش ، چهره اش نشان داد که در آن وجود داشته باشد ؛ آن
سفید بود ؛ نمی خواهم یک مرد سفید است ، اما رنگ سفید به بدن بیمار ،
سفید را سینه مال رفتن گوشت بدن -- درخت سفید وزغ ، ماهی شکم
سفید. همانطور که برای لباس خود را -- فقط ژنده پوش ، که تمام شد. او یکی از مچ پا
استراحت زانو در دومی ؛ بوت کردن در آن پا ، busted شد و دو نفر از او
انگشتان پا گیر را از طریق ، و او آنها را در حال حاضر مشغول به کار و سپس. کلاه او بود تخمگذار
در طبقه -- دولا دولا راه رفتن سیاه و سفید قدیمی را با در بالای صفحه مجوف ، مانند درب.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I HAD shut the door ...
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
The Jim Dilemma: Reading Race in Huckleberry FinnI HAD shut the door to. Then I turned around and there he was. I used to be scared of him all the time, he tanned me so much. I reckoned I was scared now, too; but in a minute I see I was mistaken--that is, after the first jolt, as you may say, when my breath sort of hitched, he being so unexpected; but right away after I see I warn't scared of him worth bothring about.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من باب بسته شده بود. سپس من هم تبدیل شده و در اطراف او وجود دارد. من مورد استفاده قرار
به ترس از او باشد تمام آن زمان ، او به من tanned بسیار. من reckoned من بود
ترس در حال حاضر ، بیش از حد ، اما در یک دقیقه ببینم من -- است که پس از اشتباه گرفته بود
تلق تلق اول ، همانطور که شما ممکن است بگویند ، وقتی مرتب کردن نفس من از hitched ، به او چنان
غیر منتظره ، اما فورا بعد از دیدن من warn't از ترس او را به ارزش
درباره bothring.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم